کد خبر : 208945
تاریخ انتشار : شنبه 3 می 2025 - 15:23

چگونه من به یک هوش مصنوعی آموختم که مثل یک نقاش فکر کند

چگونه من به یک هوش مصنوعی آموختم که مثل یک نقاش فکر کند

[ad_1] قفل هضم ویرایشگر را به صورت رایگان باز کنید رولا خلف ، سردبیر FT ، داستانهای مورد علاقه خود را در این خبرنامه هفتگی انتخاب می کند. نوع خاصی از هنرمند وجود دارد که آرزو می کند فراتر از محتوای سر خود باشد. من مدتهاست که آرزو می کنم یک فضای نقاشی واقعاً قابل

[ad_1]

قفل هضم ویرایشگر را به صورت رایگان باز کنید

نوع خاصی از هنرمند وجود دارد که آرزو می کند فراتر از محتوای سر خود باشد. من مدتهاست که آرزو می کنم یک فضای نقاشی واقعاً قابل انعطاف پذیر باشد ، مکانی که سرعت و پویایی نقاشی انتزاعی عالی را دارد ، که فقط از چهره ای ساخته شده است ، ساخته شده با تصاویر است.

همچنین تاریخچه هنرمندان در آغوش نوآوری فناوری وجود دارد: صفحه ابریشمی ، فیلم ، نئون. همه چیز یک بار جدید بود ، حتی رنگ روغن. تصور می شد که عکاسی از مرگ نقاشی نشان می دهد تا اینکه هنرمندان به اندازه توماس اوکینز و ادگار دگاس شروع به استفاده از آن در کار خود کردند. اکنون هوش مصنوعی داریم. آیا هوش مصنوعی می تواند به درک من در مورد یک فضای تصویری سیال ، معاف از قوانین گرانش کمک کند؟

هنر هوش مصنوعی که من دیده بودم امیدوار کننده نبود. هرچه تصاویر آینده نگر تر باشد ، تأثیر آن بیشتر است. به نظر می رسید تصاویر زندگی درونی ندارند. آیا این تقصیر فناوری بود یا کاربر ، خرابی ماشین یا راننده؟ دستگاه در مورد هنر تجسمی چه چیزی را درک نکرده است؟ از یک چیز ، تصاویر دیجیتال نباید با نقاشی اشتباه گرفته شود. پیکسل ها هیچ بافت سطحی و اصلاً حضور فیزیکی ندارند. نقاشی ، هر چقدر هم که مغزی باشد ، یک شیء در جهان است. من یک نقاش هستم ، نه مهندس ؛ من در کنار چیزهایی هستم که توسط یک نویسنده ساخته شده است ، با دست. و با این حال ، من دو سال گذشته را صرف آموزش یک کامپیوتر برای فکر کردن مانند یک هنرمند کردم.

هوش مصنوعی در اصل یک ماشین متوسط ​​برای جهان از تصاویر گرفته شده از اینترنت است. مبانی نقاشی بازنمایی بخشی از شبکه عصبی دستگاه نبود. دو چیز ، که هر دو برای هنرهای تجسمی ضروری هستند ، در ضایعات داده های بی تفاوت AI از دست رفته اند: ویژگی و عمد. از نظر انتقادی ، این حس نداشت که چگونه با آن رفتار کنید لبه ، مکانی که دو شکل در آن ملاقات می کنند. چگونه یک نقاش لبه را برطرف می کند ، در تعیین سبک خود مسیری طولانی را طی می کند. آیا لبه برس و بیانگر است ، یا محکم و محدود؟ در یک تصویر دیجیتالی ، یک لبه اغلب تقریبی است ، زیرا دستگاه سعی می کند حرکت بعدی را حدس بزند ، اما در هر صورت فقط پیکسل های رنگی متفاوت است. این فاقد قصد است و هیچ گونه توهم را در خود جای داده است.

ادعای روزهای اولیه محاسبات ، “زباله در زباله” ، هنوز هم مرتبط بود. برای رسیدن به هر جایی ، دستگاه باید به دانشکده هنر ارسال شود. از طریق مشاور سرمایه گذاری تام کوهن ، من با یک تکنسین جوان با استعداد به نام گرانت دیویس آشنا شدم. با هم ، ما در مورد طراحی برنامه درسی تصمیم گرفتیم.

ما ابتدا دستگاه را روی تعداد انگشت شماری از نقاشی ها توسط جورجیو د چیریکو ، ادوارد هاپر و آرتور کبوتر ، سه استاد قرن بیستم که به ترتیب نمونه ای از چشم انداز به عنوان یک دستگاه سازماندهی ، توانایی الگوی ارزش برای انتقال حس حجم و استفاده از متن ترانه از رنگ سیاه را آموزش دادیم ، آموزش دادیم. به آن چراغها ، ما از دهه های 1980 و 90 انتخابی کاملاً ویرایش شده از نقاشی های من اضافه کردیم که بر رویکرد کولاژ مانند و مخلوط کردن به ترکیب تأکید می کند. ضریب هوشی بصری دستگاه چندین امتیاز بالا رفت ، اما لبه ها هنوز ضعیف بودند.

ما درس تاریخ هنر را پشت سر گذاشتیم و از سال 2001 دستگاه را بر روی مجموعه ای از نقاشی های من بازآفرینی کردیم: ترکیبات عجیب و غریب و تکه تکه شده بر اساس یک پس زمینه اپرا قرن نوزدهم. این تصویر عاشقانه و کشیش-یک مرد و زنی که روی یک خاکریز نشسته اند ، با دریاچه ای در میانه و کوه ها در فاصله ، با هارمونی رنگ چشم نواز رنگ شده است. به عنوان یک مرحله آخر ، ما نقاشی های معدن را اضافه کردیم که در آن اشکال در برس های تعیین کننده و بیانگر ارائه می شوند.

نقاشی روغنی که شامل کولاژ از تصاویر به ظاهر نامربوط ، از جمله مجسمه ، میوه روی درخت ، شخصی در گورستان های گرجی است که در کنار یک حوضچه در مقابل یک چهره کوچک بیگانه و یک نقاشی به سبک تولوز-لاوتری نشسته است.
“ساعت پنج” (2001) توسط دیوید سالل ، یکی از نقاشی هایی که سالل برای آموزش “برنامه AI” استفاده می کرد © Art © دیوید سالل/مجوز توسط ARS NY ، NY. عکس: تام پائل

همانطور که ما این مدل را تنظیم کردیم ، دیویس به طور مستقل در حال تهیه یک برنامه نرم افزاری برای هنرمندان تجسمی به نام “گرگ” بود که نیاز به سوابق کلامی را از بین می برد. این مانند یک جوی استیک ، اهرمی است که در امتداد یک پیوستار از “مشابه” به “متفاوت” حرکت می کند. ما دستگاه را به یک نقاشی “کشیش” پیچیده و پیچیده تغذیه کردیم ، شماره گیری را در قسمت میانی بین دو افراط قرار دادیم و نفس خود را نگه داشتیم.

این دستگاه اکنون ثابت شده است که دانش آموز بسیار خوبی است. ترکیبات من ذوب شد ، داخل مخلوط کن قرار گرفت و از یک الک عبور کرد. نتایج به وضوح از کار من گرفته شده بود ، با بسیاری از عناصر آشنا ، اما بازسازی ها برخلاف هر چیزی که قبلاً دیده می شد نیز بود. از آنجا که دستگاه هیچ تصوری از انجام آن نداشت ، می تواند قوانین استمرار ، مقیاس ، آناتومی و منطق تصویری را با مصونیت از مجازات بشکند. (حس دستگاه عدم دانستن تخلفات آن مهم بود ؛ مصنوعی ناخواسته بیشتر به نکته است.)

تصاویر هنوز هم فقط پیکسل ها روی صفحه نمایش بودند. من امیدوار کننده ترین صحنه ها را انتخاب کردم و آنها را روی بوم چاپ کردم. این چاپ ها سپس پس زمینه هایی را که در بالای آن نقاشی کردم ، همانطور که به طور معمول نقاشی کردم ، تشکیل می دهند ، و کولاژ عناصر فیگوراتیو را که به نظر می رسد از چرخش پس زمینه پدیدار می شوند ، لایه بندی می کنند. Torsos زن و مرد ؛ حرکات دست ؛ آموزش های با دقت متعادل با استفاده از یک برس بزرگ با رنگ های بسیار اشباع رنگ آمیزی می شوند. ترکیبات پویا هستند. همه چیز در فضای دلپذیر و پرتحرک بادبان می رود. نقاشی ها با گرانش هنر صحبت می کنند. اما آنها همچنین با یک “آینده آینده” غیرقانونی مرتبط هستند. آنها از گفتگو با کارهای قبلی من – مانند “یک دوتایی از یک” ، به عنوان یک دوست متصدی ، گفتند.

یک نقاشی که شامل مونتاژ تصاویر مبهم و مبهم انسانی ، از جمله یک تنه نر ، چندین زن در لباس و سایر شکل های تصادفی ، ظاهراً انتزاعی است
'فتنه NP' (2025) توسط دیوید سالل © دیوید سالل/انجمن حقوق هنرمندان ، نیویورک. عکس جان برنز

هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است ، اما هنوز هم فقط ابزاری است. در حال حاضر ، نویسنده هر چیزی نیست. این کار با آنچه تدریس شده است ، به روشی که کارگردانی شده است کار می کند. به نظر می رسد که قسمت “تفکر” دستگاه ، الگوریتم ، درایو برای شکستن تصاویر و نوترکیب قطعات اجزای آنها ، جهت گیری مکانی آنها اما حفظ و حتی تقویت زیرنویس عاطفی آنها است. چه چیزی می تواند بیشتر از این لحظه بیان شود؟

“برخی از نسخه های Pastoral” دیوید سالل در Thaddaeus Ropac ، لندن ، تا 8 ژوئن ، Ropac.net است. و کار او در Frieze New York ، 7-11 مه ، frieze.com است

در مورد آخرین داستانهای ما اول بدانید – آخر هفته ft را دنبال کنید اینستاگرام وت xوت ثبت نام کردن برای دریافت خبرنامه آخر هفته FT هر صبح شنبه



[ad_2]

لینک منبع

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

مبل راحتی

دانلود فيلم کودکانه

رپورتاژ آگهی جذاب